خرید بک لینک
خودت باش هیچ نقشی،زیرکانه تر از نقشِ طبیعیِ خودِ آدم نیست زیرا هیچ کس باور نمی کندکه کسی پیدا شود که نقابی بر چهره نداشته باشد. تاريخ : یکشنبه چهارم خرداد ۱۴۰۴ | 13:40 | نویسنده : مینا | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1404 ساعت: 22:11

ساعت خدا ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست..آنقدر دقیق که در سایه اش همه چیزبه موقعش اتفاق می افتدنه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر تاريخ : پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۴ | 0:34 | نویسنده : مینا | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1404 ساعت: 22:11

بلاتکلیف

از درون سوزناک و چشم تَر

نیمه ای در آتشم، نیمی در آب




تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۴ | 1:55 | نویسنده : مینا |

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: پنجشنبه 20 آذر 1404 ساعت: 22:11

~ قلب من به این امید می تپد که تو هستی، تویی وجود دارد که من می توانم آن را ببینم، او را ببوسم، او را در آغوش خود بفشارم و او را احساس کنم، وجودت اینجوری تو زندگی من واجبه ~

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: پنجشنبه 25 مرداد 1403 ساعت: 14:34

یک سفر کوتاه چند قدم در این دیوانگی با من هم قدم شو... تلخ اما شیرین مثل نوشیدن چایی بعدازظهر.. ....... دفترخاطراتی به اسم بلاگفا

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 21:21

من را شمعدانیئی بدان در گلدانی کوچک که بیشتر از آب و آفتاب به تو نیاز دارد ...

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 6:10

سلام، حالتون خوبه؟اومدم که یکم بحرفیم، فکر کنیم، تصمیم بگیریم..خیلی وقتها فکر میکنم که آدمها خیلی خوبن و احتمال اینکه توشون خرده شیشه باشه بسیار کمه،اما هر بار به رفتارها و کارهاشون نگاه میکنم، بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: شنبه 10 آبان 1399 ساعت: 8:56

سلام ..خوبین؟حال و روزای کرونایی چطوریا میگذره؟من که اخر نفهمیدم ما الان مورد حمله بیولوژیکیم یا دارن فیلم بازی میکنن ؟؟!!یا بقول پناهیان دچار بلاهای اخر زمانی شدیم!! و دست به دعا شیم امام مون بیاد..وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: شنبه 10 آبان 1399 ساعت: 8:56

ماهی کوچکِ من...

در تـنگ کوچک دل
غـریب بودی ...
در دریـا چه خواهی کرد
مـاهی کوچک مـن !

....

هعی یه روزی اینجا بازارچه ای بود برای خودش..

رفیقان کجایید؟

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 15:00

خاطرات

و عشق تو
به من آموخت :

غم غربت
دو چندان می شود شبها....

#نزار_قبانی

...

هیچ چیز بدتر از بلاتکلیفی نیست..

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1399 ساعت: 15:00

امام مهربان کجایی؟ به قدری به ما گفتندوقت آمدنت ظلم فراوان میشودکه ما منتظر زیاد شدن ظالمهاییم.چرا کسی به فکر زیاد شدن خوبها نیست؟ تماشاچی بدیها شدهایم و فقط تو را به آمدن دعوت میکنیم.عجب جماعت ساده لوحی!که گمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1398 ساعت: 2:24

دلم تنگ شده !
برای یک حادثه ...
حادثه ای شبیه کوبیدن باران به پنجره ...
شبیه باز شدن شکوفه ای در دل سنگ ...
من
دلم تنگ حادثه ایست...
حادثه ای
شبیه آمدن تو ...

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: شنبه 25 آبان 1398 ساعت: 16:46

و عشق
اگر با حضور همین روزمرگی ها
عشق بماند
عشق است...

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1398 ساعت: 5:05

دست هایت را به من بده

میخواهم

از تمام غم ها

برگردم...

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:03

به دیدارم بیا هر شب، در این تنهاییِ تنها
و تاریکِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است

برچسب: نویسنده: نیکان بهرامی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:03

صفحه بندی