
هنوزxa0برگ سوار حرف اول باد است . هنوز انسان چیزی به باد می گوید و در ضمیر چمن جوی یک مجادله جاری است و در مدار درخت طنین بال کبوتر ، حضور مبهم رفتار آدمی زاد است . صدای همهمه می آیدxa0 و من مخاطب تنهای بادهای جهانم. و رودهای جهان رمز پاک محو شدن را به من می آموزند ، فقط به من . و منxa0 مفسر گنجشک های دره گنگم. به دوش من بگذار ای سرود صبح " ودا " ها تمام وزن طراوت را که من دچار گرمی گفتارم ولی مکالمه یک روز محو خواهد شدxa0 و شاهراه هوا را شکوه شاهپرک های انتشار حواس سپید خواهد کرد.xa0 حال کدام ر...
ادامه مطلب