مخاطب تنهای باد های جهانم

خرید بک لینک

هنوز برگ

سوار حرف اول باد است .

هنوز انسان چیزی به باد می گوید

و در ضمیر چمن جوی یک مجادله جاری است

و در مدار درخت

طنین بال کبوتر ،

حضور مبهم رفتار آدمی زاد است .

صدای همهمه می آید

و من

مخاطب تنهای بادهای جهانم.

و رودهای جهان

رمز پاک محو شدن را به من می آموزند ،

فقط به من .

و من

مفسر گنجشک های دره گنگم.

به دوش من بگذار ای سرود صبح " ودا " ها

تمام وزن طراوت را

که من دچار گرمی گفتارم

ولی مکالمه یک روز محو خواهد شد

و شاهراه هوا را

شکوه شاهپرک های انتشار حواس

سپید خواهد کرد.

حال

کدام راه مرا می برد به باغ فواصل ؟

عبور باید کرد

صدای باد می آید عبور باید کرد

و من مسافرم ای بادهای همواره

مرابه وسعت تشکیل برگ ها ببرید

مرا به کودکی شور آب ها برسانید

و در تنفس تنهایی

دریچه های شعور مرا به هم بزنید

روان کنیدم دنبال بادبادک آن روز

مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید

حضور هیچ ملایم را

به من نشان بدهید

ستاره ی زندگی...

ما را در سایت ستاره ی زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: مخاطب,تنهای,باد,های,جهانم, نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:52

صفحه بندی