
xa0xa0دست هایت را به من بدهمیخواهمxa0از تمام غم هاxa0برگردم...xa0...
ادامه مطلب
هنوزxa0برگ سوار حرف اول باد است . هنوز انسان چیزی به باد می گوید و در ضمیر چمن جوی یک مجادله جاری است و در مدار درخت طنین بال کبوتر ، حضور مبهم رفتار آدمی زاد است . صدای همهمه می آیدxa0 و من مخاطب تنهای بادهای جهانم. و رودهای جهان رمز پاک محو شدن را به من می آموزند ، فقط به من . و منxa0 مفسر گنجشک های دره گنگم. به دوش من بگذار ای سرود صبح " ودا " ها تمام وزن طراوت را که من دچار گرمی گفتارم ولی مکالمه یک روز محو خواهد شدxa0 و شاهراه هوا را شکوه شاهپرک های انتشار حواس سپید خواهد کرد.xa0 حال کدام ر...
ادامه مطلب
xa0 من جمله هایی را که آخر آنها نقطه می گذارند, دوست دارم به نقطه که می رسی انتظار پایان می رسد همه چیز تمام می شود خیالت راحت است نه دلهره ای نه دغدغه ای نه نگرانی و نه اضطرابی حتی خودت می مانی و آخر خط و یک نقطه که تکلیف همه چیز را روشن کرده است نه بلا تکلیف می مانی که کسی بیاید یا نیاید که بخواهد توضیحی بدهد یا ندهد دلشوره ی اما و اگرش را نداری دیگر ... دل نگران نیستی که هر کس به میل خود هر جور که دلش خواست تفسیرش کندxa0 و هر بار دلت هری بریزد پایین ... بعد از آن نه فلشی ست و نه علامتی که بخ...
ادامه مطلب
xa0 با خودم می گفتم که چگونه خواهی بخشید این شکننده توبه های مکرر را و نومید می شدم... اما در جانم زمزمه کردی , که تو کریمی و با کریمان کارها دشوار نیست...
ادامه مطلب
xa0 شهریور عاشق انار بود اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد آخر انار شاهزاده ی باغ بود تاج انار کجا شهریور کجا ؟! انار اما فهمیده بود می خواست بگوید او هم عاشق شهریور است اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام می شد نه شهریور به انار می رسید و نه انار می توانست شهریور را ببیند دانه های دلش خون شد و ترک برداشت سال هاست انار سرخ است سرخ از داغی و تندی عشق xa0و قرن هاست شهریور بوی پاییز می دهد...
ادامه مطلب