
xa0 در بازی زندگی یاد می گیری اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه مثل آویختن به طنابی پوسیدست یاد می گیری نزدیکترین ها به تو گاهی می توانند دورترین ها باشند یاد می گیری آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و بروی و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی یاد می گیری دیوار خوب است سایه ی درخت مطلوب است اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست xa0 xa0...
ادامه مطلب
xa0 گاهیxa0 دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی ...!! گاهی xa0دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ... گاهی ..!! پشیمانی از کرده و ناکرده ات گاهی دلت نمیخواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ... گاهی فقط دلت میخواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ایxa0 گوشه ترین گوشه ای ..! که می شناسی بنشینی و "فقط"xa0 نگاه کنی xa0 گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود .....
ادامه مطلب